• بازگشت به صفحه اصلی
  • zondag 21 september 2008

    کوشانی ها ویفتلی ها در گذرگاه تاریخ


    کوشانی ها ویفتلی ها در گذرگاه تاریخ

    انجــــنیر عــــــالم
    قبایل مختلف آریایی (2000 -3000) پیش از میلاد، زراعت، آبیاری پیشه وری و زنده گی شهر نشینی داشتند. اسناد، آلات و افزارهای کشف شده از مناطق مختلف افغانستان کنونی، ایران، آسیای میانه و هند، بیانگر آنست، که آریایی ها تمدن مستقلی داشته اند.
    افغانستان کنونی، که از جبهه شمال با دشتهای هموار آسیای مرکزی در ارتباط بوده است، محل سکونت آریاییها بوده و اغلباً قبایل مختلف آریایی، ازین مسیر به ایران، ترکیه، آسیای صغیر، اروپا و همچنان به هند وستا مهاجرت کرده اند.
    آریایی ها بنا بر داشتن تمدن شهر نشینی وپیشه وری و فرهنگ متعالی ناشی ازان، اولین گروه نژادی است، که در بین همسایه گان شان دینی را بوجود آورد، که دین یکتا پرستی بوده وبر خلاف بیشتر ادیان در محور این دینورزی انسان قرار داشته است. دین آریایی سر نوشت انسان مظلوم را از اوهام وخرافات پرستی گذشته رهانید و برای رفاه، آسایش و بهزیستی اش، افق روشنی را درین دنیا و سرای آخرت در برابرش قرار داد.
    برای اولین بار توسط این دین، انسان از بند تقدیر، اوهام و زنجیر های اسارت آور آسمانی رهایی یافت و خود فاعل مختار سرنوشت خود گردید
    دین زردشت، که بر پایه های خارایین (گفتار نیک، کردار نیک، پندار نیک) بنا یافته بود، به انسان آموزش داد، که با بکارگیری این اصول میتواند، انسان حلقه وصل بخدا را بیابد و تا سرحد خدا گونگی در تعالی باشد واز طریق خردورزی، سعادت دارین را نصیب شود.
    آری دین زردشتی به انسان می آموخت، که ثروت های زمین مال بلا منازع همه بشریت است و رعایت عدالت و استفاده مشترک ازین ثروتها معراج تعالیم این دین را رقم زده است.
    تعالیم دینی،که پیروانش را به آبادانی زمین، شهر سازی، پیشه وری و ایجاد قدرت سیاسی برای پاسداری ازین ارزشها فرا خوانده بوده است، سبب شد،که تمدنهای مستقلی در اقصا نقاط آسیا ومناطق دیگر توسط تیره ها وتبار های آریایی بوجود بیاید و انسان را از دوره توحش وارد تمدن سازد.
    ایین زردشت تحول بزرگ دینی را بوجود آوردو برای اولین مرتبه درین سرزمین مفاهیمی مانند بقای روح، رستاخیز، کیفر وپاداش در روز آخرت، شیطان، فرشته و خدای یگانه ازین دین برخاست.
    بگفته مورخ شهیر وفرزانه سرزمین ما غبار «آریایی ها اولین مردمی اند، که در بین همسایه گان شان به اهلی ساختن حیوانات و به کشت حبوبات پرداخته اند... »
    افغانستان کنونی،که هم خیزشگاه وهم سراغاز تمدن سازی آریایی ها بود، این تیره ها توانستند، پیشرفته ترین دین توحیدی، پیشه وری، شهرسازی و شیوه ای کشت حبوبات را به همسایه گان شان انتقال بدهند.هر چند نتوانستند استمرار آنرا درین سرزمین تداوم بخشند.
    خاستگاه اصلی قبایل آریایی آسیای میانه و افغانستان بوده است. بنقل از اثر گرانسنگ غبار «در آسیای مرکزی، حوزه بایکل مسکن اصلی مغولها، حوزه باالخاش مسکن ترکها، حوزه تاریم مسکن اصلی آریایی ها بود وبعد از قرن هشتم میلادی مرکز ترکها قرار گرفت. حوزه ارالاصلاً مرکز آریایی ها بود ولی بتدریج ترکها و ترکمنها، قبایل آریایی را بطرف جنوب و غرب راندند...» غبار برین مساله نیز تا کید دارد، که ترکها از امتزاج مغولها با آریایی ها ی آسیایی بوجود آمدند و نام ترک بخود گرفتند.
    بعد از هجوم ترکها بجنوب و بویژه بعد از پذیرش دین اسلام، در هند،ایران،آسیای میانه و سرزمین کنونی افغانستان، نام ترک وتاجیک در ردیف هم و بمعنای یک ملت تمثیل شده است
    کوشانی ها و یفتلی ها نیز از قبایل آریایی سیتی اند، که از حوزه تاریم «آریانم ویجو» بر اثر فشار متداوم ترکها ابتدا در بین سیحون و جیحون متمر کز شدند وبعداً با عبور از آمودریا وارد تخارستان، بلخ و بجنوب هندوکش کشیدند.
    اشتباه اصلی در مورد ترک بودن کوشانی ها، یفتلی ها، کیداریها و کابل شاهان، بیشتر از افسانه های تاریخی منشاء میگیرد تا واقعیت های تباری ونژادی آنها. تیره ها ی مختلف آریایی پیش از پذیرفتن دین رزدشتی، میترا پرست بودند و بخدای آهور و دیوا اعتقاد داشتند.
    پیروان آهور، که عمدتاً زراعت پیشه وشهر نشین بودند در بلخ مرکزیت داشتند، شهر وتمدن شکوهمند را بنیاد گذاشتند. پیروان دیوا،که بیابان گرد، چوپان وکوچی بودند بدو لحاظ برای بر انداختن هم تبار های شان در بخدی وباختریان در تلاش بودند.
    - به اساس تعالیم دینی شان، خواهان بر انداختن خدای آهور و جانشین کردن دیوا بعوض آن بودند.
    - دوم، مساله اقتصادی، که همسایه گان تورانی آنها چشم طماع به ثروت باختریان شهر نشین، آبادان و مرفه دوخته بود ند و گاه وناگاه به تاراج آبادی ها آنهامیپرداختند.
    این کشمکشهای طولانی بین قبایل مختلف آریایی بدلایل مذهبی و تفاوتهای زنده گی در افسانه ها، اشعار رزمی، شهنامه ها و...، که بنام جنگهای آریایی وتورانی نام گرفت و قرنهای متمادی ادامه داشت، هریک از افسانه سرایان بنا بر جهت گیریهای محلی، اشتراک در مذهب، فرهنگ وآداب ورسوم و سایر ملحوظات یکی را آریایی ودیگری را تورانی نام دادند و بدینترتیب بعدها مهاجمین ترک نام گرفتند.
    بعد از نفوذ اسلام برخی منابع عربی با استناد به این افسانه ها تورانی هارا ترک دانسته اند وبعداً منابع عربی ماخذ برخی منابع اروپایی نیز قرار گرفته است. بدینسان برخی مورخین اروپایی به تورانیان هویت ترک داده اند.
    بعد ها این تلقینات تا آنجا پیشرفت، که آمودریا سرحد ترک وتاجیک قرار داده شد ولی طوریکه میدانیم، حال مساله تا آنجا پیشرفته است، که کسی کدام سرزمین بومی را برای تاجیکان یکی از تیره های مهم آریایی قبول ندارد.
    اگر اساطیر، روایات تاریخی، متون مذهبی و متون تاریخی را مرور کنیم در اویستا گفته شده است، که فریدون پادشاه دادگر و با ایمان در پیر سالیش قلمرو خودش را بین سه پسرش ایرج، تور و سلم تقسیم کرد، که تورانی ها، فرزندان تور اند، که بعد ها جماعات بزرگی ازان ها منشعب شدند.
    در جنگهای که بین این دو تیره ای آریایی روی داد، بسیاری از پهلوانان وشهزاده گان باختری کشته شدند و خود زردشت نیز در یکی از جنگها بدست سپاهیان (ار اجت اسپه) که بعداً تلفظ عربی اش افراسیاب،کشته میشود.
    این نام تنها در متون آریایی وجود دارد، طوریکه میدانیم نامهای ازین قبیل در بلخ وجود داشت مانند ویشت اسپه، گشت اسپه و... که این نامها همه آریایی اند.
    سنگ نبشته های داریوش، که در ایران موجود است و همچنان آثار یونانی و رومی رخداد های دوران گشتاسب را ضبط کرده است، که در بلخ پادشاه بوده است.
    بنقل از افغانستان در مسیر تاریخ« نام آریانا برای 1500 سال نام کشور ما بود، که در مقابل آن نام توریانا قرار داشت یعنی آریایی های تورانی ماورای جیحون... ».
    این مساله در رساله دانشمند گرامی احمد علی کهزاد « رساله آریانا... » نیز بطور مفصل بیان شده است.
    مورخ شهیر کشور غبار بنقل از اویستا مینویسد « اویستا شانزده قطعه زمین را در قلمرو آریانا معرفی میکند بلخ (بخدی)، بدخشان (راغا)، مرو (مورو)، هرات (هریو)، حوزه هلمند (هراویتی)، ارغنداب (هیتومننت)، حوزه سند (هپت هندو)، سغدیان و... و باشنده گان آنهارا آریایی میداند... »
    سیتی ها نیز از قبایل آریاییهای تورانی اند و شاهان کوشانی، یفتلی، کیداری وکابل شاهان ازین تیره ها بر خاسته اند. بگفته غبار « کوشانی ها یا یوچی ها، شرقی ترین قبیله سیتی است، که در اثر فشارقبایل ترک از حوزه ایلی وتارم (ایریانم ویجو) به سرزمین های میان سیحون وجیحون (آمودریا و سیر دریا) متمرکز شدند وقبایل اسکایی آریایی بشمول تخارها از میان رودان به تخار کشیدند و تخارستان به نام آنها مسمی است...».
    یوچی ها در قرن اول میلادی از آمودریا گذشتند و وارد بلخ شدند و بعداً سایر بخشهای قبایل سیتی به اثر فشار مهاجمان جدید داخل شمال افغانستان شدند. به نقل از افغانستان در مسیر تاریخ « کوشانی ها روسای سایر قبایل را تابع ودولت کوشانی را ایجاد کردند... » سیتی ها بر خلاف همسایه گان خود، دین میترایی داشتند، که دین قبایل مختلف آریایی بود وبعداً بخشی از آنها زردشتی وبخش دیگر که در جنوب هندوکش کوچیدند دین بودایی را پذیرفتند.آثار کشف شده ازین زمان در کاپیسا، سند، پشاور، ننگرهار، بغلان، سمنگان و... این مساله را تایید میکند. سلسله های کوچک کوشانی، کیداری،یفتلی و کابل شاهان به اساس سکه های وآثار دریافت شده از حوزه کاپیسا و بگرام میترایی و بودایی بودند.
    بخشی از قبایل سیتی آریایی از حوزه کاپیسا وکابل به غزنی وسیستان کوچیدند، که نام زابلستان وسکستان (سیستان) از آنها گرفته شده است.
    بخشی از سکه ها ی از طریق افغانستان امروزی تا ترکیه، آسیای صغیر واروپا و سکه های تورانی ازطریق افغانستان تا هند رسیدند، که تا قرن چهارم هجری کویته، خضدار و بلوچستان بنام آنها یاد میشد. گواد به تلفظ عربی قباد (نسیم و باد) تا کنون دربلوچستان موجود است.در کتیبه داریوش قوم سکه هومخوار یکی از قبایل آریایی است.
    یفتلی ها، هیاطله (هپت آل) بار اول در تخارستان به سلطنت پرداختند و قبیله زاولی یکی از قبایل مهم آنها بشمار میرود، که بعد ها بین غزنین وقندهار جاگیر شدند. پادشاه مشهور این خانواده اخشنور (خشی نواز)،که در 460 میلادی بقدرت رسیده است. این قبیله به اساس سکه های وآثار دریافت شده میترایی بودند وتا آخر به این دین باقی ماندند اما در قلمرو آنهاآزادی کامل دینی وجود داشت، که در مقاله ای دیگری به آن خواهم پرداخت.
    کلمه ای اخشنور، خشی نواز کلمه اویستایی است، که به معنی شاه میباشد و ما در متون تاریخی به این نامها آشنا هستیم لقب شاهان ماد، پارت،پارس و... خشیته بوده است
    پادشاهان قدیم آریایی نیز به این نام یاد شده اند مثلاً جمشید خودشرا خشیته نامیده است.در کتاب مها بهاراتا 33،314 اویستا 32 بند 8
    در ریکویدا جمشید (خشیته) بخاطری، که دیوا پرست بوده مورد ستایش قرار گرفته است. اما زردشت بدلیل خونریزی اش اورا سرزنش کرده است.
    پادشاهان سلسله های آریایی سغد که بدست طاهر پوشنجی برچیده شدند، نیز لقب اخشاده، خشاده، افشبن و... داشتند.
    ساسانی ها، که به اساس روایت خود شان، خودرا بلخی میدانند و در کتیبه های ازین زمان تصریح شده، ساسان پسر بهمن...اسفندیار و گشتاسب از لقب کو شانی و سگان استفاده کرده اند. چنانچه میبینیم در سال 276 میلادی بهرام اول طی توطیه ای کشته شد وپسرش بهرام کوشانشاه بقدرت رسید. یا اینکه هرمز سگانشاه به مخالفت برادر برخواست.ااز جانب دیگر نام یفتلی، هیاطله (هپت آل) از نامهای است، که درمتون تاریخی ومذهبی آریایی مانند هشت آل و هپت هندو به تکرار ذکر شده است. هپت هندو در وندیداد کتاب قدیم آریایی بعنوان یکی از قبایل آریایی، که در پنجاب زنده گی داشته، تذکر داده شده.
    ایندرا یکی از خدایان کهن آریایی توسط قبایل آریایی به هند برده شد و تا امروز مورد پرستش قرار دارد.
    در اسناد آشوری متعلق به سده هشتم پیش از میلاد « ایندرا پاتیانو » برای سرزمین آذربایجان ذکر شده است. آترپاتیکان، آتربایگان، آذربایگان و عربی شده اش آذربایجان نام خویش را از همین خدای آریایی بنام نگهبان آتش گرفته است.
    در ترکیه هم عصر هخامنشی قبایل ارخینایی، ارمینی ومیتانی وسکایی حکومت کرده اند، که همه به قبایل تورانی آریایی ارتباط دارند.
    در کتیبه های مربوط به مغان های آذربایجان، که تا زمان ساسانی ها متولیان دین زردشتی بوده اند، نیز آنها قبیله خود را یعنی سکایی هارا آریایی میدانند.
    جناب داکتر صاحب نظر مرادی ضمن مقاله ای،که در سایت خاوران منتشر شده است، نوشته اند، که « به اساس کشف کتیبه رباتک در 1991 به دنبال کتیبه های سرخ کوتل مربوط به دوره ء کنیشکا به سه فرضیه ای تاریخی پاسخ گفته است:
    - کنیشکا درین کتیبه خود را آریایی معرفی کرده است،
    - زبان کوشانی (باختری – تخاری) در اصل بنام زبان آری یعنی آریایی نامیده شده است.
    - ویمه تکتو موسس حکومت کوشانیها خوانده شده است... » که نام یمه ویما در زبان اویستا نام شناخته شده و معمول بوده است.
    غبار مورخ شهیر کشور مینویسد « ترکها ابتدا در قرن پنجم میلادی بعد از تسلط بر منگولیا به غرب متوجه شدند، در سغدیانه قبایل یفتلی آریایی را مغلوب کردند، در نصف دوم قرن ششم میلادی بار اول نام آنها در سواحل جیحون شنیده شد.در قرن ششم میلادی امپراتور بزرگ تومن، که فرمانروای منگولیا تا ارال بود در گذشت و قلمرو آن بدو حصه شرقی وغربی تقسیم شد. قلمرو شرقی با پادشاهی موگان خاقان ودولت غربی بپادشاهی ایستامی خان یبغو برادر تومن تشکیل شد... ».که درین زمان دولت هایی از سلسله های آریایی در آسیای میانه وجود داشت، که بعداً بدست خانواده پوشنجی بر افتادند.
    به اساس تصریح افغانستان در مسیر تاریخ « اولین پادشاهان ترک در افغانستان، تگین شاهان اند، که قندز را اشغال کردند و سلسله ای از امرای کوچک دیگر به آنها وابسته بودند...». طوریکه میدانیم اولین سلسله پادشاهان مقتدر ترک در افغانستان دودمان غزنوی است، که بعد از برانداختن سامانی ها بقدرت رسیدند

    17 سپتمبر 08 20
    khawaran

    Geen opmerkingen:

  • بازگشت به صفحه اصلی
  •