• بازگشت به صفحه اصلی
  • donderdag 11 september 2008

    ترک و تاجیک، دو ملیت برادر

    م، لومانی

    بنام خالق یکتاوبی همتا

    ترک و تاجیک، دو ملیت برادر

    اقوام ترک تبار و ملیت برادر تاجیک در گستره تاریخ سرزمین افغانستان از دیر باز زمان نی تنها همزیستی مسالمت امیز و برادر گونه داشته اند ،بلکه در خیلی موارد افتخارات تاریخی بس عظیم را مشتر کا به ارمغان اورده اند که این اشتراک عمل در ایجاد خلاقیت های تاریخی انقدر مختلط و به هم امیخته است که شناخت و تفکیک ریشه تر کی و یا تاجیکی بودن ان برای تاریخ نویسان چیره دست وخبره دشواری هائی را به وجود اورده است.

    به طور مثال نمونه یکی از این افتخارات جاویدانه تاریخ سرزمین اریانا کبیر ، خداوندگار سخن وادب ،فلسفه ،عرفان وتصوف مولانا جلال الدین محمد بلخی میباشد.

    که روی اصالت نژادی این دانشمند فر هیخته و تکرار نا شدنی تاریخ ،بحث و صحبتهائی مکرر صورت گرفته است ،که این موضوع به هیج عنوان مورد نظر بحث کنونی نبوده،بلکه هدف اشاره به افتخارات مشترکیست که ما اقوام ترک و تاجیک تبار از گزشته تاریخی مشترک مان داریم.

    در گزشته های دور ونزدیک در ایجاد و تشکیل دولت و امپراتوری های قوی وقدرتمند اقوام

    وملیت های برادر ترک و تاجیکدر کنار هم بوده ودر بستر تاریخ سرزمین این کشور افتخارات تاریخی مانده گار را به یاد گار گزاشته اند .

    انچه که در شرایط کنونی از گزشته های تاریخی مشترک مسالمت امیز ،دوست خواهانه و امیخته گی نژادی میان اقوام ترک وتاجیک در سر زمین مان حکایت دارد ،یکی هم پزیرفتن گویش زبان فارسی در میان طیف وسیعی از ترک تباران در حوزه زیست محیطی این اقوام میباشد.

    فرهنگ گهربار و غنی زبان فارسی در گزشته های دور ونزدیک ملیت های ترک وتاجیک را باهم امیخته و تمدن های قوی ونیرو مندی را در عرصه تاریخ به وجود اورده است ،که این امر مهم وحیاتی در دور نما اینده و ترسیم سازی کشور ومملکت ما میتواند سهم ارزنده وحیاتی را ایفابنماید.

    در سرزمین افغانستان بعد از به وجود امدن این کشور تحت نام افغانستان توسط ابدالی ها با کار و کوشش هدفمند و برنامه ریزی شده تخم نفاق و بد بینی در میان اقوام بومی این سر زمین کاشته گردید که در نتیجه همین برنامه های خائنانه بوده است که چه بسا در خیلی موارد ،این اقوام در برابر همدیگر سلاح بدست گرفته وجنگیده اند.

    برهمگان مشخص و معلوم است که لبه تیز و مستقیم استبداد فاشیستی در سرزمین افغانستان متوجه ملیت هزاره و بخش فارسی زبان ملیت های ترک تبار ساکن در این سرزمین بوده است.

    حاکمیتهای استبدادی در جهت تضعیف ونابودی اقوام غیر افغان در مقاطع مختلف دست به کشتار و قتل عام های وصیع وحشیانه زده اند و در مواقع به اصطلاح صلح وارامش ،همواره هویت ملی مردمان ساکن دراین سرزمین را به تخریب ونابودی گرفته اند.

    به عنوان نمونه براساس کدام دلیل و برهان انسانی هزاره بودن ننگ شمرده میگردید و در میان قشر پائین و کم سواد و بی سواد جامعه مان تاهم اکنون هزاره بودن یک نوع تحقیر به حساب میاید. در شهر مینسک که یک کشور اروپائی است حتی در همین جا هستند ادم هائی که اصالت هزاره گی دارند اما از هزاره بودن خویش انکار دارند و می شرمند. این فرهنگ از کجا به ما به ارث مانده است و این جفا و خیانت را چه میتوان نامید؟

    براساس همین استبداد و قتل عام ها بوده است که در خیلی موارد تعداد بیشماری از فرزندان ترک تبار فارسی زبان به تغیر هویت خویش تن در داده اند.

    تا شاید مقداری از برق شمشیر استبداد از سر انها کاسته شده و از تیر رس اها نت وتحقیر در امان بمانند و بر همین اساس بهترین پناه گاه برای شان ملیت برادر تاجیک را دانسته اند. چون در سیاست های تخریبی دولت های افغان تبار ملیت تاجیک نسبت به سایر ملیت ها از موقعیت بهتر بر خوردار بوده است. و این است که تشخیص دادن بعض مناطق از سرزمین کشور ما که انها اصالت ترکی دارند و یا تاجیکی،برای یک تعداد از هموطنان ما کاریست دشوار که احتیاج به زمان دارد.

    گرچند این مو ضوع هما نند افتاب روشن است ، تاریخ در این باب روشنی میندازد و از همه مهمتر شکل ،قیافه و تر کیب بندی وجود ادم ها نمایانگر اصالت نژادی انها میبا شند.

    اما انچه بیش از هر زمان دیگرامر مهم و حیاتی برای تداوم بقا و ایجاد تمدن و مدنیت انسانی در جهت رشد و کمال انسانی در سرزمین مان ضروری میباشد ،اتحاد و یک پارچگی این اقوام برادر در کنار همدیگر میباشد. در غیر ان سرزمین و کشور ماویران است ویران تر خوا هد شد.

    این که ایماق ترک است و یا تاجیک حرفیست و این که ایماق و ایماقها تا فرق در بدبختی و مصیبت زیست مینمایند فاکت است، که اگر مردانگی و همتی در توست درمان کن ورنی نمک براین زخم دیرینه نپاش، برادر!

    سايت كاتب

    Geen opmerkingen:

  • بازگشت به صفحه اصلی
  •